بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
151
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
دانستن وقت نزول عذاب نزد خداى تعالى است و مرا علم بوقت نزول آن نيست و كار من تبليغ احكام و شرايع ربانيست وَ أُبَلِّغُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ و ميرسانم بشما آنچه فرستاده شدهام به آن وَ لكِنِّي أَراكُمْ قَوْماً تَجْهَلُونَ و ليكن ميبينم شما را گروهى كه نميدانيد كه پيغمبران مبلغ و منذرند يا نميدانيد صلاح كار خود را كه استعجال در نزول عذاب مينمائيد فَلَمَّا رَأَوْهُ پس آن هنگام كه ديدند قوم عاد عذابى را كه به آن موعود شده بودند عارِضاً حالكونى كه آن عذاب ابرى بود پهن شده در افق آسمان كه صفتش اين بود كه مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ روى آورنده بوادىهاى ايشان قالُوا گفتند عاديان از روى بهجت و خوشحالى هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا اين ابريست پهن كه باران دهنده است ما را . چون اضافهء اسم فاعل اضافهء لفظى است و افادهء تعريف نميكند بنا برين مستقبل مضاف باوديه ، و ممطر مضاف بضمير « نا » صفت عارض نكره واقع شدهاند . و هود در جواب قول عاديان گفت كه اين نه ابر رحمت است كه باران دهد شما را بَلْ هُوَ بلكه آن عارض مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ آن چيزى است از عذاب كه تعجيل مىكرديد شما بنزول آن . و بعد ازين ، تفسير مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ نموده كه رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ باديست كه در آن عذاب دردناكست تُدَمِّرُ هلاك كند و نابود گرداند آن باد از غايت شدت كُلَّ شَيْءٍ هر چيزى را بِأَمْرِ رَبِّها بفرمان پروردگار خود و چون آن ريح حامل عذاب به عاديان رسيد فَأَصْبَحُوا اى : فصاروا يعنى پس گشتند آن عاديان بجايى كه اگر كسى بديار ايشان رسيدى لا يُرى ديده نشدى إِلَّا مَساكِنُهُمْ مگر مسكنهاى ايشان يعنى اهالى آن مساكن همه مرده بودند و چيزى كه مرئى ميشد خانههاى خالى بود و بس و با وجود بقاى مساكن ايشان مراد از تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ عموم و استغراق عرفيست به اين معنى كه اكثر چيزهاى ايشان به معرض هلاكت و فنا در آمده على بن ابراهيم گفته كه « تُدَمِّرُ كُلَّ شَيْءٍ لفظه عام و معناه خاص لانها ترك اشياء كثيرة لم تدمرها و انما دمرت مالهم